شخر

لغت نامه دهخدا

شخر. [ ش َ ] ( اِخ ) چخر. شاهرود را گویند که یکی از شانزده مملکت اوستایی است. ( از ایران باستان ج 1 ص 156 ).
شخر. [ ش َ ] ( ع اِ ) بانگ اسب و آواز دهان آن. || آنچه برافتد از کوه. ( منتهی الارب ). || شخرالشباب؛ اول جوانی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || شخرالرّحل؛ جای برنشستن راکب از پالان که مابین کوهه پالان و دنباله آن است. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || شکاف است. ( از اقرب الموارد ).
شخر. [ ش َ ] ( ع مص ) بانگ کردن خر و مانند آن از بینی. ( منتهی الارب ). بانگ کردن خر و اسب و گفته اند صدا دادن از دهان و برخی گفته اند که بانگ کردن از بن بینی یا حلق است. ( از اقرب الموارد ). || شکافتن است. ( از اقرب الموارد ). || پریشان و پاره کردن شتر آنچه در غراره بود. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

بانگ کردن خر و مانند آن از بینی یا شکافتن است.

دانشنامه عمومی

شخر ( ارمنی: Շեխեր؛ به لاتین: Şəkər ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آرتساخ است که در استان مارتونی واقع شده است.

جمله سازی با شخر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جوهر شخر تو بیرون بود از چون و چرا وآنچه آید به تصور ز تو نقش صور است

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز