لغت نامه دهخدا
سست و مست. [ س ُ ت ُ م ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) نااستوار. نامحکم. نادرست.
- امثال:
همه جایم سست و مست است
فقط ناندانیم درست است.
سست و مست. [ س ُ ت ُ م ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) نااستوار. نامحکم. نادرست.
- امثال:
همه جایم سست و مست است
فقط ناندانیم درست است.
نا استوار. نامحکم. نادرست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ور نبودی اصل آنها سست و مست همچو آن بتخانه ها ماندی درست
💡 آری آری نیم جانی سست و مست ای خدا کی لایق درگاه توست
💡 او نه میت بود نه حی درست زندگانی دارد اما سست و مست
💡 زین عقدهای سست و مست زین توبه های نادرست لحظه به لحظه آن به آن استغفرالله العظیم