سرتاق

لغت نامه دهخدا

سرتاق. [ س َ ] ( اِخ ) ابن باتوبن توشی بن چنگیزخان. دومین از خانان گیوک اردو از خانان دشت قبچاق غربی خاندان باتو متوفی در 654 هَ. ق. رجوع به تاریخ گزیده ص 576 و تاریخ غازان ص 2 و جهانگشای جوینی ج 1 ص 223 شود.

جمله سازی با سرتاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دو سوی بالایی سنگ نوشته کوچک بالای تاق، یک سرتاق آرایی با نمادهای کوپیدو «خدای عشق»، گلدسته و دیگر بوکرانیاهایی «نگاره‌های برجسته نما» به‌چشم می‌خورد. نقش‌برجسته نوار بالایی تاق همچنین نشانگر نمایی با ارابه جنگی است که توسط اسب‌هایی کشیده می‌شود.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز