سخت گرفتن

لغت نامه دهخدا

سخت گرفتن. [ س َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) مرادف تنگ گرفتن. ( آنندراج ). الزام کردن بکاری.ناچار کردن از کاری. در مضیقه گذاشتن: و ایشان [ رسولان پرویز ] سخت گرفتند بر پیغامبر پاسخ کردن [ نامه پرویز را ]. ( مجمل التواریخ و القصص ).
نخواهد دل که تاج و تخت گیرم
نخواهم من که با دل سخت گیرم.نظامی.کسان بر خورند از جوانی و بخت
که با زیردستان نگیرند سخت.سعدی.که بر من نکردند سختی بسی
که من سخت نگرفتمی بر کسی.سعدی.گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع
سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش.حافظ.

فرهنگ فارسی

مرداف تنگ گرفتن الزام کردن بکاری

جمله سازی با سخت گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آگاه باشيد من هرگز به شما دستور نمى دهم كه مانند كشيشان مسيحى و رهبانها تركدنيا گوئيد زيرا اين گونه مسائل و همچنين ديرنشينى در آئين من نيست، رهبانيت امت من درجهاد است (اگر مى خواهيد ترك دنيا گوئيد چه بهتر كه در راه سازندهاى همچون جهادباشد...) بر خود سخت نگيريد زيرا جمعى از پيشينيان شما بر اثر سخت گرفتن برخود هلاك شدند.

💡 378 - امام صادق عليه السلام فرمود: از سخت گرفتن ها و چيره گشتن هاى خداوند درشبانه روز به خدا پناه بريد. راوى گويد: عرض كردم: سخت گرفتن هاى خداوند چيست؟ حضرت فرمود: گرفتن بندگان بر نافرمانى هايشان.

💡 از آن پس سخن چنان پيوسته نزد مهدى از يعقوب بن داود سعايت كردند تا آنكه مهدى بروى سخت گرفتن و او را به سياهچال افكند. يعقوب بن داود تمام روزگار مهدى و هادى رادر زندان به سر برد، تا آن كه هارون الرشيد وى را خلاص كرد.

💡 گذشت از گناه به چند صورت ممكن است انجام گيرد، گاه صرفا گذشت است، اما گاهىاين گذشت همراه با منّت نهادن و آزار و اذيت مى باشد، يا همراه با سخت گرفتن مىباشد. اما گاهى هم گذشت به گونه اى انجام مى گيرد كه آن را ((حسن و نيكو)) مىگرداند مانند آنكه اين گذشت، سهل و آسان باشد، يا اينكه بعد از گذشت، چيز خوبىهم به انسان بدهند و امثال آن. و از آنجايى كه خداوند ((محسن )) است، گذشت او هم ((حسن)) است.