ستم کردن
مترادفها
ظلم کردن، زورگویی کردن، تعدی کردن
متضادها
عدالت کردن، انصاف کردن
لغت نامه دهخدا
ستم کردن. [ س ِ ت َ ک َدَ ] ( مص مرکب ) جور. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). بغی. ظلم. اشطاط. ( ترجمان القرآن ). شطط. اشطاط. ( دهار ) ( ترجمان القرآن ) ( تاج المصادر بیهقی ):
بداندیش افراسیاب دژم
همی کرد بر شاه ایران ستم.فردوسی.همی بود[ سیاوش ] با سوک مادر دژم
همی کرد بر جان شیرین ستم.فردوسی.دست لشکریان از رعایا... کوتاه دارید تا بر کس ستم نکنند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 347 ).
ستمکار زی تو خدایست اگر
بدست تو اوکرد بر من ستم.ناصرخسرو.خبر داری از خسروان عجم
که کردند بر زیردستان ستم.سعدی ( بوستان ).مکن خیره بر زیردستان ستم
که دستی است بالای دست تو هم.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تعدی کردن جفا کردن.
جمله سازی با ستم کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر باز ببینید ستم کردن گنجشگ بر شیر شغالان شده پیروز ببینید
💡 ایدون شب و روز بر ستم کردن استاده ز بهر اسپ و استامی
💡 پرسیدند از ذات تصوف گفت: بر تو باد که ظاهرش بگیری و سر از ذاتش نپرسی که ستم کردن بر وی بود.
💡 پس از کشتن به فریادم رسید آن خسرو خوبان که داد کشتگان را میدهد بعد از ستم کردن
💡 زوال پادشاهی را ستم کردن سبب باشد مکن بر دل ستم هرگز، چو بر دل پادشا باشی
💡 تاریخ نشان داده است که ستم کردن بر حقوق اولیه انسانها و نادیده گرفتن عدالت، همواره منجر به فروپاشی حکومتها و اعتراضات گسترده مردم در سطح جهان شده است.
💡 هیچ قدرتی در دنیا نمیتواند برای همیشه با ستم کردن بر ملتها و محروم کردن آنها از آزادی، صلح و ثبات را در سرزمینهای خود برقرار نگه دارد.
💡 در روابط انسانی، ستم کردن به معنای استفاده از قدرت برای آسیب رساندن به دیگران است که میتواند عواقب روانی بسیار سنگینی برای قربانیان به همراه داشته باشد.