سبک شدن
مترادفها
آسان شدن، رها شدن
متضادها
سنگین شدن، دشوار شدن
لغت نامه دهخدا
سبک شدن. [ س َ ب ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کم وزن شدن. سبک گردیدن. || خوار و خفیف شدن. خفیف گشتن. خفوف. ( منتهی الارب ) ( ترجمان القرآن ) ( تاج المصادر ). تخافف. توقان. توق. ( منتهی الارب ): شربتی دیگر بدو دادند در طرب کردن و سرود گفتن و کون و کچول کردن آمد و شکوه پادشاه در چشمش سبک شد. ( نوروزنامه ).
- سبک شدن دل؛ کم شدن اندوه. زدوده شدن غم و غصه:
همی دیر شد سوده آن بستگی
سبک شد دل بسته زآهستگی.فردوسی.- سبک شدن عنان؛ شتاب کردن. سخت راندن اسب را:
گران شد رکاب و سبک شد عنان
بچشم اندر آورد رخش و سنان.فردوسی.رجوع به سبک عنان شود.
فرهنگ فارسی
کم وزن شدن سبک گردیدن خوار و خفیف شدن خفیف گشتن
جمله سازی با سبک شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همانطور که بدن برای زایمان آماده میشود، دهانهٔ رحم نرم میشود، نازک میشود، به سمت جلو حرکت میکند و شروع به باز شدن میکند. این به جنین اجازه میدهد تا در لگن مستقر شود، فرآیندی که به عنوان سبک شدن شناخته میشود. با نشستن جنین در لگن، ممکن است درد ناشی از اعصاب سیاتیک، افزایش ترشحات واژَن و افزایش تکرر ادرار رخ دهد. در زنانی که قبلاً زایمان کردهاند، احتمال سبک شدن بعد از شروع زایمان بیشتر است، اما ممکن است در زنانی که برای بار اول زایمان میکنند، ده تا چهارده روز قبل از زایمان رخ دهد.
💡 در حالت کلی نیز جریان دیسی قادر به جابجایی توان بیشتری نسبت به جریان ایسی است چراکه ولتاژ ثابت در دیسی از ولتاژ پیک در ایسی کمتر است و بدین ترتیب نیاز به استفاده از عایقبندی کمتر و همچنین فاصله کمتر در بین رساناها است که این امر موجب سبک شدن رسانا و کابل و همچنین امکان استفاده از رساناهای بیشتر در یک محیط مشخص میشود و همچنین هزینه انتقال به صورت دیسی کاهش مییابد.