لغت نامه دهخدا
سبک سنگین کردن. [ س َ ب ُ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، با دست سبکی و سنگینی اشیاء را آزمودن. آزمودن با دست وزن چیزهایی و قیاس کردن آنها را با یکدیگر. || خوب و بد کردن. گزیدن در خوب ها.
سبک سنگین کردن. [ س َ ب ُ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، با دست سبکی و سنگینی اشیاء را آزمودن. آزمودن با دست وزن چیزهایی و قیاس کردن آنها را با یکدیگر. || خوب و بد کردن. گزیدن در خوب ها.
( ~. سَ. کَ دَ ) (مص مر. ) (عا. ) سنجیدن، تأمل کردن.
(عا.)
سنجیدن، تأمل کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آلبرت اینشتین به ریاضیات و فیزیک هر دو علاقه داشت. در شرح حال خودش گفته که برای این که مثل خر ژان بوریدان پادرهوا نمانم و سرگردان نشوم، از سبک سنگین کردن مسئله دست برداشتم و بالاخره فیزیک را انتخاب کردم.