زنگ زدودن

لغت نامه دهخدا

زنگ زدودن. [ زَ زِ / زُ دَ ] ( مص مرکب ) برطرف کردن زنگ و کدورت. جلا دادن. پاک و درخشان کردن:
دانش آموز و بخت را منگر
از دلت بخت کی زداید زنگ.ناصرخسرو.سخن را تا نداری صاف و بی رنگ
ز دلها کی زداید زنگ و زنگار.ناصرخسرو.دیار مشرق و مغرب مگیر و جنگ مجوی
دلی بدست کن و زنگ خاطری بزدای.سعدی.

جمله سازی با زنگ زدودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فیّاض اگر صیقف دیدار نباشد زآیینة دل زنگ زدودن نتوانم

💡 زنگ زدودن نبرد ز آینه کلفت گر همه صورت زدودمی چه غمستی؟

💡 تا کی از آینه ی همنفسان زنگ زدودن ما در آب و عرق از رشک و تو در خنده ی نازی

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز