لغت نامه دهخدا
زمین سنگ. [ زَ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شمیل است که در بخش مرکزی شهرستان بندرعباس است و 338 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
زمین سنگ. [ زَ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شمیل است که در بخش مرکزی شهرستان بندرعباس است و 338 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
دهی از دهستان شمیل در بخش مرکزی شهرستان بندر عباس است.
زمین سنگ، روستایی در دهستان حسن لنگی بخش شمیل شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۱٬۶۰۱ نفر ( ۴۲۹ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرری کرده جدا بهر دل من اول هر که در روی زمین سنگ به آهن زده است
💡 دل افسرده ما را گدازی هست در طالع نماند بر زمین سنگی که مینا می تواند شد
💡 خور و خواب و آرامگه تنگ شد تو گفتی که روی زمین سنگ شد
💡 شد از سم اسپان زمین سنگ رنگ ز نیزه هوا همچو پشت پلنگ
💡 دستشان خود یقین بما نرسد از زمین سنگ بر سما نرسد