رویک

لغت نامه دهخدا

رویک. [ ی َ ] ( اِ مصغر ) مصغر روی. روی کوچک. روی ظریف و زیبا:
تا تو نیایی ننمایند هیچ
دخترکان رویکها از حجاب.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

مصغر روی. روی کوچک

جمله سازی با رویک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و از آن رویکی ماهروئی حزین بزد سیهه و خورد ناگه زمین

💡 این جا سرک فکنده و رویک ترش ولیک آن جا چو اژدهای سیه فام کوهسار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران