لغت نامه دهخدا
روی اندوده. [ اَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) اندوده به روی. به روی انداییده. رجوع به روی اندود شود.
روی اندوده. [ اَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) اندوده به روی. به روی انداییده. رجوع به روی اندود شود.
اندوده به روی. به روی انداییده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماه کز نظاره اش چشم جهانی روشن است پیش خورشید جمالت قلب روی اندوده ای است