روض. [ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ رَوضَة. ( منتهی الارب ) ( دهار ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ روضه، که بمعنی بوستان و مرغزار باشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). و رجوع به روضة و روضه شود.
- روض الکرام؛ باغ های کریمان. منظور بخشنده و سخی است که مولانا در صحبت از یک مرد سخی در تبریز بنام بدرالدین عمر از وی به «روض الکرام » تعبیر کرده است:
وامداران روترش او شاد کام
همچو گل خندان از آن روض الکرام.مولوی.
روض. [ رَ ] ( ع مص ) رام کردن ستور. ( دهار ). نرم و رام کردن. ( یادداشت مؤلف ).
رام کردن ستور. نرم و رام کردن
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۲(بار)
روضه باغ و بستانی است که با اب همراه باشد (مفردات) در اقرب گوید: روضه نگویند مگر آنکه با آن یا در کنار آن آب باشد. و جمع آن روضات است. مراد از هر دو آیه روضههای بهشتی است اللهم لرزقنا بمحمد ئ اله صلواتک علیهم اجمعین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 695-براى اطلاع بيشتر از حالات ربيع به روضات الجنات و تنقيحالمقال و اعيان الشيعه (ج 6، ص 453) مراجعه شود.
💡 در اين روز 681(24)، وفات كرد شيخ متبحراديب (عبدالرحمن بن عبدالله ) معروفبه سهيلى نحوى لغوى صاحب شرح جمل و كتاب (الاعلام بما فى القرآن من - الاسماءوالاعلام ). و آن كتاب لطيفى است و صاحب روضات، نبذى از آننقل نموده و گفته شده كه در هفده سالگى نابينا شده بود و از اشعار او است:
💡 از حسن شمایل تو چو رضوان جنانی وز عدل تو خوارزم چو روضات جنانست
💡 481-رياض العلماء و حياض الفضلاء، ميرزا عبدالله افندى اصفهانى، ج 3، ص455 - 460؛ روضات الجنات، سيد محمد باقر خوانسارى، ج 4، ص 646؛ دين و سياستدر دوره صفويه، رسول جعفريان، ص 410.
💡 روض الانف (16) و كامل ابن اثير نيز به همين گونه روايت رانقل مى كنند.(17)
💡 ز اشتیاق خوض روض کوثر مشربت می شود ماه سما هر ماه بر شکل سمک