ره سودگی
لغت نامه دهخدا
ره سودگی. [ رَه ْ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) خستگی و ماندگی از رنج راه. ره زدگی. رنج و صدمه دیدن از راه. ( از یادداشت مؤلف ). خستگی راه:
شه و لشکر از رنج ره سودگی
رسیدند لختی به آسودگی.نظامی.رجوع به ره زده و ره زدگی شود.
فرهنگ فارسی
خستگی و ماندگی از رنج راه. ره زدگی
جمله سازی با ره سودگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شه و لشگر از رنج ره سودگی رسیدند لختی به آسودگی