رخنه سر

لغت نامه دهخدا

رخنه سر. [ رَ ن َ / ن ِ س َ] ( ص مرکب ) شکافته سر. کافته سر. کفته سر:
قاف از تو رخنه سر شد و عنقا شکسته پر
از زال خرد یک تنه تنها چه خواستی.خاقانی.عمر پلی است رخنه سر، حادثه سیل پل شکن
کوش که نارسیده سیل از پل رخنه بگذری.خاقانی.

فرهنگ فارسی

شکافته سر کافته سر کفته سر

جمله سازی با رخنه سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قاف از تو رخنه سر شد و عنقا شکسته پر از زال خرد یک تنه تنها چه خواستی

💡 به سوی مبتلای نو عنان داد هزارش رخنه سر در ملک جان داد

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز