دو ضربه

لغت نامه دهخدا

دوضربه. [ دُ ض َ ب َ / ب ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) ( از: دو + ضرب + ه ) دوضرب. ضرب در دو نوبت. دوضربه زدن. دوبار. زدن. || کنایه است از دوجا متمتع شدن چنانکه دلال از فروشنده و خریدار. ( یادداشت مؤلف ). || دورویه. دوجهتی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

دو رویه دو جهتی. یا دو ضربه زدن ( بازی کردن ) از دو جهت استفاده کردن ( مثلا دلال از خریدار و فروشنده و وکیل از مدعی و مدعی علیه ).

جمله سازی با دو ضربه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاهی اوقات، شوبو نیهون کومیت استفاده می‌شود، که در آن دو ضربه قاطع (یا چهار ضربه کمتر قاطع، که به عنوان وازا-آری امتیاز می‌گیرند) برای پیروزی لازم است. در بسیاری از تورنمنت‌ها از امتیازدهی سانبون استفاده می‌شود. این امر باعث ترویج سبک مبارزه‌ای نمایشی‌تر می‌شود که بیشتر به عنوان یک ورزش تماشاگر پسند مناسب است. تورنمنت‌های سنتی‌تر معمولاً از امتیازدهی ایپون استفاده می‌کنند.

💡 این شرایط نه تنها صنعت آلمان را از نیروی کار حیاتی جهت انطباق با ابعاد در حال گسترش جنگ محروم می‌ساخت بلکه هر یک تن تلفات در جبهه شرقی در بردارنده دو ضربه یکی در ایجاد نیاز برای جایگزین در خط مقدم و دیگری از بین بردن یک کارگر بالقوه بود.

💡 مزدوران، زخمى هاى خود را رها كردند تا ناله كنند و همگى اطراف شير اسير به زنجيردر آمده حلقه زدند. خون، سطح بدن مباركشان را پوشانده بود حتى از لبان حضرت كهپاره شده بود نيز خون مى چكيد؛زيرا مسلم و بگير بن حمرى دو ضربه با يكديگر رد وبدل كرده بودند؛حمران ضربه اى سخت به سر ايشان زد و حضرت نيز چنين بر بندهاىشانه وى كوفت كه نزديك بود به دل و روده آن ناجوانمرد برسد(318).

💡 وی بازیکن پیش روی خود را به راحتی دریبل می زد و در عین حال تمام‌کننده قابلی نیز بود. او عادت داشت قبل از زدن ضربه جهت ضربه را به دروازه بان حریف می گفت و ضربه اش را به همان محلی که اعلام کرده بود می نواخت. با این وجود در کل دوران فوتبالی خود تنها دو ضربه پنالتی را از دست داد.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز