دمونستراسیون
مترادفها
نمایش، مظاهره
لغت نامه دهخدا
دمونستراسیون. [ دِ مُن ْ سیُن ْ ] ( فرانسوی، اِ ) عرضه داشتن حقیقت و درستی یک پیشنهاد. || شرح و بیان تجربیات حاصل از علم و جز آن. || ابراز احساسات و مقاصد دسته جمعی بطور علنی. تظاهرات خیابانی بطور دسته جمعی و در حال حرکت. || مانورهای نظامی بدانسان که به دشمن فرضی حمله کنند.
فرهنگ عمید
حرکت دسته ها و احزاب سیاسی در خیابان ها یا اجتماع آن ها در محلی برای اظهار عقیده دربارۀ امری، تظاهرات.
فرهنگ فارسی
اثبات، استدلال، اشاره، ارائه، خودنمایی
عرضه داشتن حقیقت و درستی یک پیشنهاد.
جمله سازی با دمونستراسیون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 راهپیمایی روز عید فطر به عنوان یک دمونستراسیون و نمایش خیابانی در تاریخ ایران بیسابقه بود. حداقل یکصدهزار نفر در این راهپیمایی شرکت کرده بودند. نظم ین راهپیمایی فوقالعاده و شبیه یک رژه نظامی بود… این راهپیمایی نمایشی از قدرت مخالفان مذهبی شاه و تشکیلات قوی و منظم آنها بود. مأموران ما متفق القول بودند که یک سازمان مجهز و مجرب این راهپیمایی را سازمان دادهاست… ما تشکیلات و فعالیت مخالفان را دست کم گرفتهایم و از منابع اطلاعاتی در میان گروههای مخالف بهویژه روحانیون و بازاریان برخوردار نیستیم