دل سنگ
مترادفها
سنگدل، بیرحم، بیعاطفه، بیاحساس
متضادها
دل نازک، دل مهربان
لغت نامه دهخدا
دل سنگ. [ دِ س َ ] ( ص مرکب ) سنگدل. قسی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به سنگدل شود.
فرهنگ فارسی
سنگدل. قسی.
جمله سازی با دل سنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیر بیداد فلک میگذرد از دل سنگ پیر گردید و همان سخت کمان است که بود
💡 خون شد ز اشک ما دل سنگین کوهسار وان سست مهر بر دل سختش اثر نکرد
💡 آتش در دل سنگ پنهان است و نمى جهد، مگر آنگاه كه با آهن تصادم كند. زندان، مادام كهبه خاطر جرم و جنايت نباشد بسيار جاى خوبى است.))(175)
💡 لب بسته ام که با دل سنگین روزگار تأثیر، کار نالهٔ گردون مسیر نیست
💡 پیشینه سکونت در جناح به درستی معلوم نیست اما وجود چاههای حفرشده در دل سنگ آهک در منطقه دوک در جنوب جناح و همچنین چاه و آبانبار تاریخی گبری (زرتشتیان) دیرینگی جناح را شاید به پیش از اسلام برساند.