دستان زند

لغت نامه دهخدا

دستان زند. [ دَ ن ِ زَ ] ( اِخ ) نام زال پسر سام است که پدر رستم باشد. گویند زال را سیمرغ این نام نهاده است. ( از برهان ). زال را دستان زند می گفته اند و معنی ترکیبی آنرادستان بزرگ یافته اند چه زند که نام نامه پارسیان است به معنی بزرگ است و آنرا مه زند نیز می خوانده اند.زال بن سام که به مکر و حیله معروف بود... و گویند زال را سیمرغ این نام نهاده است. ( از آنندراج ). در فهرست شاهنامه ولف یک بار ذیل دستان آمده است. و ظاهراً مصحف دستان زر باشد. ( حاشیه برهان ):
نهادم ترا نام دستان زند
که با تو پدر کرد دستان و بند.فردوسی ( شاهنامه ج 7 ص 165 ).

جمله سازی با دستان زند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو صد دستان زند بر صد هزاران مثل بیمثل دارد سرّ جانان

💡 نسیم تو نافه گشاید به صحرا صریر تو دستان زند بر صنوبر

💡 شاعر هزار بار ببستان مدح تو تا چون هزار دستان دستان زند هزار

💡 گلبنی باید که تا بلبل برو دستان زند آبدار از چشمهٔ توفیق و پاک از شرک خار

💡 تو رستمی به گه حمله پیر زال جهان چگونه پیش تو دستان زند ز مردی سام؟

مکانیزم یعنی چه؟
مکانیزم یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز