داتوره

لغت نامه دهخدا

داتوره. [ رَ / رِ ] ( اِ ) تاتوره. تاتوله جوزماثل.( تذکره ضریر انطاکی ص 154 ). رجوع به تاتوره شود.

فرهنگ عمید

= تاتوره۲

فرهنگ فارسی

تاتوله. جوز ماثل

جمله سازی با داتوره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در کتاب‌ها آمده که دُن خوآن در کشت و استفاده از گیاهان روانگردان مختلف (به‌طور خاص، قارچ‌های روانگردان، داتوره و کاکتوس مسکال) که در بیابان‌های مکزیک یافت می‌شده‌اند تبحر داشته‌است. وی از این گیاهان برای رسیدن کاستاندا به حالات غیرعادی آگاهی در حین تعلیم استفاده می‌کرد.