لغت نامه دهخدا
خیال پرست. [ خ َ / خیا پ َ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه عاشق خیال خود است. آنکه سر در راه خیال دارد:
دیده مردم خیال پرست
ازفریب خیال بازی رست.نظامی.|| شاعر. || عاشق. ( ناظم الاطباء ).
خیال پرست. [ خ َ / خیا پ َ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه عاشق خیال خود است. آنکه سر در راه خیال دارد:
دیده مردم خیال پرست
ازفریب خیال بازی رست.نظامی.|| شاعر. || عاشق. ( ناظم الاطباء ).
( صفت ) ۱ - خیال باف. ۲ - شاعر. ۳ - عاشق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیال ابرویت ار سجده می کنم پیوست خیال کج نرود طین سر خیال پرست
💡 بس از خیال پرستی و مستی ابن حسام که صبح شیب تو شام شباب را بگرفت
💡 وگر ز کوره بترسی یقین خیال پرستی بت خیال تراشی وزان خیال هراسی