لغت نامه دهخدا
خنده گه. [ خ َ دَ / دِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) خنده گاه. جای خنده. لب و دهان:
صبح چون خنده گه دوست شده ست آتش سر
آتش سرد بعنبر مگر آمیخته اند.خاقانی.
خنده گه. [ خ َ دَ / دِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) خنده گاه. جای خنده. لب و دهان:
صبح چون خنده گه دوست شده ست آتش سر
آتش سرد بعنبر مگر آمیخته اند.خاقانی.
خنده گاه جای خنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گاه اندر خنده گه در گریه بود این نبود از کسب او این هدیه بود
💡 نشان آنکه رهش زد پریوشی اینست که خنده گه بگه و گریه دم به دم دارد
💡 خیال بود مرا کز تو برخورم شبها زنیم خنده گهی بر خیال باطل دل
💡 صبح چون خنده گه دوست شده است آتش سرد آتش سرد به عنبر مگر آمیختهاند
💡 جمالم بود رشک زهره و ماه و لیکن از برای خنده گه گاه