خنجر زبانی

لغت نامه دهخدا

خنجرزبانی. [ خ َ ج َ زَ ] ( حامص مرکب ) تیزگویی. نیک سخن گویی. باریک اندیشی. معانی دقیق بکار بردن:
فلک را از سر خنجرزبانی
تراشیدی همه موی معانی.نظامی.

فرهنگ فارسی

تیز گویی نیک سخن گویی

جمله سازی با خنجر زبانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فلک را از سر‌ِ خنجر زبانی تراشیدی ز سر مویِ معانی

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز