خمیده قامت

لغت نامه دهخدا

خمیده قامت. [ خ َ دَ / دِ م َ ] ( ص مرکب ) خمیده. مقابل مستقیم القامة. مقابل مستوی القامة. ( یادداشت بخط مؤلف ):
چنگ خمیده قامت می خواندت بعشرت
بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد.حافظ.

فرهنگ فارسی

خمیده مقابل مستقیم القامه

جمله سازی با خمیده قامت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خمیده قامت و زار و نزار شو، یعنی چو ماه نو، کم خود گیر، تا تمام شوی

💡 د‌ر روزکین به نهب روان‌ گفتئی اجل تیغ خمیده قامت او را پسر بود

💡 چنگِ خمیده قامت می‌خوانَدَت به عشرت بشنو که پندِ پیران هیچت زیان ندارد

💡 به عفو او که ببخشد گناه و نگذارد به زیر بار خجالت خمیده قامت زار

💡 خمیده قامت من چون کشید بار غمت شگفت مانده ام الحق زه! اینت سخن کمان

💡 چنگ خمیده قامت بسیار گو کجاست کان پیر خشک مغز تر آوازم آرزوست

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز