لغت نامه دهخدا
خطابخش. [ خ َ ب َ ] ( نف مرکب ) گناه بخش. ( آنندراج ). بخشاینده جرم و گناه. آمرزنده. ( ناظم الاطباء ):
خداوند بخشنده دستگیر
کریم خطابخش پوزش پذیر.سعدی.در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش.حافظ.
خطابخش. [ خ َ ب َ ] ( نف مرکب ) گناه بخش. ( آنندراج ). بخشاینده جرم و گناه. آمرزنده. ( ناظم الاطباء ):
خداوند بخشنده دستگیر
کریم خطابخش پوزش پذیر.سعدی.در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش.حافظ.
گناه بخش بخشاینده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درگذر از بی ادبیهای من گر نه خطابخش شوی وای من
💡 ای خطابخشی که خاک آستانت همچو حرز نیران چرخ بر بازوی اختر بسته اند
💡 خداوند بخشندهٔ دستگیر کریم خطابخش پوزشپذیر
💡 جواد و معصیت پوش و خطابخش جهانرا نور عرفانش ضیابخش
💡 غزلی با مطلع «در عهد پادشاه خطابخش جرمپوش»، غزل شمارهٔ ۲۸۵ از دیوانِ حافظ در تصحیحِ محمد قزوینی و قاسم غنی است.