لغت نامه دهخدا
جرم پوش. [ ج ُ ] ( نف مرکب ) آن که گناه پوشد. ( یادداشت مؤلف ):
در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش.حافظ.
جرم پوش. [ ج ُ ] ( نف مرکب ) آن که گناه پوشد. ( یادداشت مؤلف ):
در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش.حافظ.
آن که جرم و گناه را می بخشد، خطاپوش.
آنکه گناه پوشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دادار جرم پوش رسید این سخن بگوش ز همرازی سروش بحاجی علینقی