لغت نامه دهخدا
خرمن کوفتن. [ خ ِ / خ َ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) کوبیدن خرمن. کوفتن خرمن. خرمن را زیر آلاتی خرد کردن بجهت خارج کردن دانه های آن از قسمتهای دیگر. دوس. دیاسه. ( تاج المصادر بیهقی ).
خرمن کوفتن. [ خ ِ / خ َ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) کوبیدن خرمن. کوفتن خرمن. خرمن را زیر آلاتی خرد کردن بجهت خارج کردن دانه های آن از قسمتهای دیگر. دوس. دیاسه. ( تاج المصادر بیهقی ).
کوبیدن خرمن کوفتن خرمن خرمن را زیر آلاتی خرد کردن بجهت خارج کردن دانه های آن از قسمتهای دیگر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستان این مجموعه دربارهٔ لاکپشتی بود که همواره، از وضعیت و موقعیت فعلی خود شاکی بود و میخواست فرد دیگری باشد یا شغل دیگری داشته باشد. در این هنگام آقای جادوگر به کمکش میآمد و با گفتن اجیمجی لاترجی، خواستهاش را برآورده میکرد، اما لاکپشت پس از رسیدن به آن آرزو، متوجه میشود که همه چیز به آن آسانیها هم که فکر میکرده، نبوده است و از خواستهاش پشیمان میشد و در انتها به این نتیجه میرسید که: «کار هر بز نیست خرمن کوفتن، گاو نر میخواهد و مرد کهن!»