خرامی

لغت نامه دهخدا

خرامی. [ خ ِ ] ( اِ ) نوعی است از نبات که بوی او خوش بود و شکوفه او بشکل بنفشه بود و جان گوید او را بسنجری گل نرم گویند و در کتب عرب بجری دشتی او را عبارت کرده اند و بعضی او را خطمی بری گویند. ( از ترجمه صیدنه ابوریحان بیرونی ).

فرهنگ فارسی

نوعی است از نبات که بوی او خوش بود و شکوفه او بشکل بنفشه بود.

دانشنامه عمومی

خرامی ( گرجی: ხრამი، ترکی آذربایجانی: Anaxatır ) رودخانه ای بلند و طولانی است که از شرق گرجستان تا غرب جمهوری آذربایجان امتداد دارد. طول این رودخانه ۲۰۱ کیلومتر ( ۱۲۵ مایل ) است و در ناحیه قفقاز کوچک واقع شده است. این رودخانه شاخه سمت راست رودخانه کورا است. خرامی از کوهستان تریالتی در گرجستان سرچشمه می گیرد و به دره ای عمیق می ریزد. تغذیه آن اساساً از برف انجام می شود. سرشاخه های آن عبارتند از: رودخانه های دبد و ماشاورا. مخزن تسالکا و سه نیروگاه برق آبی بر روی رودخانه خرامی ساخته شده است.

جمله سازی با خرامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بس در لباس رندان بر هم زدی جهانی یا رب چه فتنه خیزد روزی اگر خرامی

💡 گو بهار است که از خانه به بستان نرود هرکه در خانه چنین سرو خرامی دارد

💡 یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتی با کف از میخانه الطاف جامی داشتی!

💡 فردا که تو در گلشن فردوس خرامی طوبی، ادب آنست، که در راه نروید

💡 عدم کیفیتم خاصیت نقش قدم دارم خرامی تا به زیرپای خود یابی نشانم را

💡 به سان جوجه ز فقدان دانه بی‌جان بین تذرو کبک خرامی که بود چون طاوس

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز