خاک انداختن

لغت نامه دهخدا

خاک انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) پنهان انداختن در خاک چیزی که بدزدی رفته تا دزد رسوا نشود. خاک اندازان و خاک ریختن نیز گویند و این در هندوستان مرسوم است. ( آنندراج ). رجوع به خاک انداز شود:
گفتمش دزدیده ای دل را و خون کردی جگر
گفت سیفی خاک ریزم گر بمن داری گمان.سیفی بدیعی ( از آنندراج ).خاک بر هر طرف توده افلاک انداز
نشود یافته آن گم شده بی خاک انداز.ملاطغرا ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پنهان انداختن در خاک چیزی که بدزدی رفته تا دزد رسوا نشود.

جمله سازی با خاک انداختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منبر از دار فنا منصور اگر سازد رواست حرف حق را از ادب نبود به خاک انداختن

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز