خاک ریختن

لغت نامه دهخدا

خاک ریختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) خاک انداختن. در فرهنگ آنندراج آمده: خاک ریختن عبارت از آن است که هر گاه مال کسی بدزدی میرود یگان یگانه مردم مظنونه مشتی خاک در جای معین می اندازند، شاید که آن دزد هم متاع مسروقه را در آنجا بیندازد و از وصمت سرقت محفوظ بماند و این در هندوستان مرسوم است:
گفتمش دزدیده ای دل را و خون کردی جگر
گفت سیفی خاک ریزم گر بمن داری گمان.سیفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خاک انداختن.

جمله سازی با خاک ریختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گزارش کیال و زمخشری، روش‌های دیگری غیر از زنده به گور کردن دختران در رسوم عرب پیش از اسلام وجود داشت؛ همچون خاک ریختن در دهان، بستن راه تنفس با چیزی، پرتاب در آب یا از بالای درختان، بریدن سر طفل یا قرار دادن دختران در معرض خورده شدن توسط حیوانات وحشی و پرندگان.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز