لغت نامه دهخدا
خاطر شوراندن. [ طِ دَ ] ( مص مرکب ) پریشان خاطر کردن. پراکنده حواس نمودن:
هزار بار اگر خاطرم بشورانی
ازین طرف که منم همچنان صفائی هست.سعدی ( بدایع ).
خاطر شوراندن. [ طِ دَ ] ( مص مرکب ) پریشان خاطر کردن. پراکنده حواس نمودن:
هزار بار اگر خاطرم بشورانی
ازین طرف که منم همچنان صفائی هست.سعدی ( بدایع ).
پریشان خاطر کردن پراکنده حواس نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک سخنگوی پلیس قندهار به رویترز گفتهاست که تیم آمارگیر پاکستانی از آمارگیری به عنوان پوششی برای «فعالیتهای پلید و شوراندن روستاییان بر ضد دولت» استفاده میکردند.
💡 البـتـه ايـن مـوفـقـيـت بـراى فـرعـون به سادگى بدست نيامد، او از هر گونه نيرنگ وتـوطـئه و نـيـروئى بـراى پـيـشـرفـت اهداف خود و شوراندن مردم بر ضد موسى (عليهالسلام ) استفاده مى كرد و در اين راه حتى هيچ نكته روانى را از نظر دور نمى داشت.
💡 قاضى در جاى ديگرى در خصوص رسم ديرينه علماىاهل سنت در شوراندن حاكمان بر ضد ديگران - خصوصا علماى تشيع - اشاره مى كند و مىنويسد:
💡 و همواره مساجد نقش تضعيفى نسبت به حكام ظالم به عهده داشته و در شوراندن مردم مؤ ثربوده اند است. لذا مسجد و مسجديان مورد تعرض اين گروه واقع مى شدند. و خداوند ازاين گروه به عنوان ظالم نامبرده است. در حاليكه مى فرمايد: