حصیری ندیم

لغت نامه دهخدا

حصیری ندیم. [ ح َ ری ِ ن َ ] ( اِخ ) ابوبکر عبداﷲبن یوسف. بعنوان ابوبکر حصیری و ابولقاسم ابراهیم بن عبداﷲ گذشت. رجوع به فهرست اعلام تاریخ بیهقی شود.

فرهنگ فارسی

ابوبکر عبدالله بن یوسف بعنوان ابو بکر حصیری و ابوالقاسم ابراهیم بن عبدالله درگذشت

جمله سازی با حصیری ندیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و هر روز پیوسته ملطّفه میرسید از جانب لشکر غزنین که چه میکنند و چه میسازند و بر موجب آنچه خداوند فرمودی کار میساختند. چاشتگاه‌ روز دوشنبه دهم شوّال ناگاه منگیتراک، برادر حاجب بزرگ، علی قریب با دانشمند حصیری ندیم بدرگاه سلطان مسعود رسیدند. در وقت‌ سلطان را آگاه کردند، فرمود که بار دهید. درآمدند و زمین بوسه دادند و گفتند: «مبارک باد بر خداوند پادشاهی که یکرویه شد، برادر را موقوف کردند» سلطان ایشان را بنشاند و بسیار بنواخت و نامه حشم تگیناباد پیش آوردند، سلطان فرمود تا بستدند و بخواندند. پس گفت «حاجب آن کرد که از خرد و دوست داری وی چشم داشتیم. و دیگران که او را متابعت‌ کردند، حقّ ما را بشناختند و حقّ خدمتکاران رعایت کرده آید. شما سخت بتعجیل آمده‌اید، بازگردید و زمانی بیاسایید و نماز دیگر را بازآیید تا پیغامها بگزارید و حالها بازنمایید.» و هر دو باز- گشتند و بیک موضع در سرایی گرانمایه‌ فرودآوردند و بسیار خوردنی و نزل‌ فرستادند و چیزی بخوردند و بگرمابه رفتند.

💡 خورشید همه خواجگان دولت بوبکر حصیری ندیم سلطان

رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز