لغت نامه دهخدا
حصم. [ ح َ ] ( ع مص ) جق. ( تاج المصادر بیهقی ). تیز دادن یا خاص است به اسپ.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || شکستن.
حصم. [ ح َ ] ( ع مص ) جق. ( تاج المصادر بیهقی ). تیز دادن یا خاص است به اسپ.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || شکستن.
حق شکستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا چو خیاطست تیغت کز حریر سرخ خون حصم را بیرشته و سوزن کفندوزی کند