لغت نامه دهخدا
حسرت بین. [ ح َ رَ ] ( نف مرکب ) حسرت کش:
زمانی چشم حسرت بین بخفتی
گرش سیلاب خون باز ایستادی.سعدی.
حسرت بین. [ ح َ رَ ] ( نف مرکب ) حسرت کش:
زمانی چشم حسرت بین بخفتی
گرش سیلاب خون باز ایستادی.سعدی.
حسرت کش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آتشِ حسرت بین بریان جگرِ دجله خود آب شنیدهستی کآتش کُنَدش بریان
💡 از آتش حسرت بین بریان جگر دجله خود آب شنیدستی کاتش کندش بریان
💡 درد و حسرت بین که چندانی که فکرت میکنم هیچ کاری را نمیشایی تو اندر هیچ باب