حسرت کش

لغت نامه دهخدا

حسرت کش. [ ح َ رَ ک َ ] ( نف مرکب ) آرزومند. خواهنده:
کینه میورزند با حسرت کشان دوره گرد
بخشد انصافی خدا پهلونشینان ترا.میرزا سلیمان حسابی اصفهانی.ای سوز عشق فارغم از قید هوش ساز
حسرت کش بهار مکن در خزان مرا.دانش ( از آنندراج ).تمنا ساخت این کار از برایم
که بر حسرت کشانم حسرتی نیست.ظهوری.

فرهنگ فارسی

آرزومند خواهان

جمله سازی با حسرت کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلبری رسم وی و عاشق کشی قانون وی عاشقی کیش من و حسرت کشی آیین من

💡 درخت چنارش، که طوبی وش است بر سایه اش همه حسرت کش است

💡 کیستم حسرت کشی در محفل چرخ کهن باز از خمیازه‌ام چون ساغر خالی دهن

💡 سازند مشکبو دهن زخم را حزین حسرت کشان اگر گل داغ تو بو کنند

💡 حسرت کش دیداری و همخانهٔ یاری تعمیر بدن پیش تو دیوار کشیده ست

💡 لب بر لب او دارم و حسرت کش عشقم دلبر به کنار و هوس بوس همان است

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز