حسب ا

لغت نامه دهخدا

حسب ا. [ ح َ بُل ْ لاه ] ( اِخ ) شیخ محمدبن سلیمان مکی شافعی از دانشمندان سده سیزدهم هجری. اوراست: حاشیه بر مناسک الحج خطیب شربینی که همراه خودمناسک در بولاق به سال 1293 هَ. ق. و نیز در 1310 هَ. ق. در 114 ص چاپ شده است. و نیز او راست: «الریاض البدیعة فی اصول الدین و بعض فروع الشریعة» در فقه حنفی که در مصر به سال 1297 هَ. ق. و 1301 هَ. ق. و 1305 هَ. ق. چاپ شده است. ( معجم المطبوعات عربی ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع حسیب

جمله سازی با حسب ا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نکوبیتی است قطران را به حسب این سخن لایق همانا خود ز بر باشد شهنشاه سخندان را

💡 می‌توان جرم و انرژی را بر حسب این دو واحد به همدیگر تبدیل کرد:

💡 ماهیچه مصنوعی را بر حسب این که در کدام قسمت بدن به کار می‌رود به دو دسته زیر طبقه‌بندی می‌کنند.

💡 سعی صد چرخ چو یک نکتهٔ او نیست به فعل حسب این حال بر این جمله رهی هست گواه

💡 ارش یعنی خسارت وارد شده به اعضای بدن که میزان و مقدار آن در قانون شرع تعیین نشده‌است. تعیین آرش ملاک و معیارهایی را دارا است که بر حسب این معیارهای تعیین می‌شود.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز