حرمت دان

لغت نامه دهخدا

حرمت دان. [ ح ُ م َ ] ( نف مرکب ) مقام شناس. آنکه به تربیت و منزلت هرکس رعایت حرمت آن کس کند:
خدایگان خردپرور مروت ورز
بلندهمت و زایرنواز و حرمت دان.فرخی.همواره پادشاه جهان بادا
آن حق شناس حق ده حرمت دان.فرخی.زبان بدگو چونانکه رسم اوست مرا
جدا فکند از آن حق شناس حرمت دان.فرخی.

فرهنگ فارسی

مقام شناس

جمله سازی با حرمت دان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان بدگو چونانکه رسم اوست مرا جدا فکند از آن حق شناس حرمت دان

💡 همواره پادشاه جهان بادا آن حق شناس حق ده حرمت دان

💡 راد مردی کنیدو فضل کنید برشه حق شناس حرمت دان

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز