حق ده

لغت نامه دهخدا

حق ده. [ ح َ دِه ْ ]( نف مرکب ) آنکه حق کسان را بدیشان دهد:
همواره پادشاه جهان بادا
آن حق شناس حق ده حرمت دان.فرخی.

فرهنگ فارسی

آنکه حق کسان را بدیشان دهد

جمله سازی با حق ده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شُعَیب از شوقِ حق ده سال بگریست ازان پس چشم پوشیده همی زیست

💡 ذوق حق ده این خطا اندیش را اینکه نشناسد متاع خویش را

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز