حبا

لغت نامه دهخدا

حبا. [ ح َ ] ( ع اِ ) ابر برهم نشسته. ابربلند برآمده نزدیک افق مانند کوه. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

ابر بر هم نشسته

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی شَغَفَهَا: درون قلبش نفوذ کرده (در عبارت "شغفها حبا "یعنی محبت یوسف تا شغاف قلب زلیخا راه یافته بود و شغاف قلب به معنای غلافی است که محیط به قلب است. )
ریشه کلمه:
حبب (۹۵ بار)

جمله سازی با حبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابو هريره هر روز به خدمت مصطفى صلى الله عليه و آله وسلم آمدى، روزى گفت: ياابا هريره ! زرنى غبا تزدد حبا: هر روز ميا تا محبت زيادت شود.(17)

💡 ابوهريره  ابو هريره هر روز به خدمت مصطفى صلى الله عليه و آله وسلم آمدى، روزى گفت: ياابا هريره ! زرنى غبا تزدد حبا: هر روز ميا تا محبت زيادت شود.(17)

💡 و من الناس من يتخذ من دون اللّه اءندادا يحبونهم كحب اللّه و الذين ءامنوا اءشد حبا لله و لويرى الذين ظلموا اذ يرون العذاب ان القوة لله جميعا و اءن اللّه شديد العذاب - 165

💡 عن الصادق (عليه السلام ): العبادة ثلاثة: قوم عبدوا اللهعزوجل خوفا فتلك عبادة العبيد و قوم عبدوا الله تبارك و تعالى طلب الثواب فتلك عبادةالاءجراء و قوم عبدوا الله عزوجل حبا له، فتلك عبادة الاءحرار و هىاءفضل العبادة (942)

💡 - عن ابى عبدالله (عليه السلام ): العباده ثلاثه: قوم عبدوا اللهعزوجل خوفا فتلك عباده العبيد و قوم عبدوا الله تبارك و تعالى طلب الثواب فتلك عبادهالاجزاء و قوم عبدوا الله عزوجل حبا له فتلك عباده الاحرار و هيمافضل العباده (968)

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز