جسم لطیف

لغت نامه دهخدا

جسم لطیف. [ ج ِ م ِ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد از آن جسمی است که حاجب از ابصار ماوراء نباشد و یا آن است که مانع از نفوذ نور در آن وصول به مابعد آن نباشد مانند افلاک و دیگر اجرام سماوی. ( از فرهنگ علوم عقلی سجادی از شرح حکمت اشراق ).

فرهنگ فارسی

مراد از آن جسمی است که حاجب از ابصار ماورائ نباشد و یا آنست که مانع از نفوذ نور در آن وصول بمابعد آن نباشد مانند افلاک و دیگر اجرام سماوی.

دانشنامه عمومی

نیرمانا کایا ( انگلیسی: Nirmāṇakāya )، را جسم لطیف بودا دانسته اند.
جسمی است که به واسطهٔ نیروی جاودانه و متخیله و به برکت افسون ظاهر می شود و مراد از آن جسمی است که بودا هنگام نزول و ظهور به جهان پدیده ها به خود می گیرد.
بدیهی است که این جسم غیر مادی و آثاری از خود باقی نمی گذارد. تمام بوداها از این جسم لطیف بهره مند هستند.
نیرمانا کایا ( Nirmāṇa - kāya )، یعنی «کالبدِ تبدیل» بودائیت گوهری دوگانه دارد:
• پرَجِن یا ( فرزانگی، شناخت )
• کَروُنا ( هم دردی، عشق و محبت )، که می توان آن را تا حدی شبیه اندیشهٔ مسیحی معرفت و محبت دانست.
بودا همه گونه صورت های وجودِ جسمانی ( کایه ) به خود می پذیرد.

جمله سازی با جسم لطیف

💡 صفا همچون عرض شد لازم جسم لطیف تو مگر از جوهر خورشید بنمودند تخمیرت؟!

💡 بدیهی است که این جسم غیر مادی و آثاری از خود باقی نمی‌گذارد. تمام بوداها از این جسم لطیف بهره‌مند هستند.

💡 با دو دست خویش آن جسم لطیف جمع کرد از روی آن خاک شریف

💡 کان جسم لطیف را به خلوتگه ناز فارغ بینم همیشه ز آسیب مرض

💡 شکست دل برد بر اوج گردون نالهٔ دردت که این جسم لطیف از تندرستی برنمی‌خیزد

💡 جان و دلست صورت و جسم لطیف تو روح مجسمیّ و حیات مصوری