تیره سر

لغت نامه دهخدا

تیره سر. [ رَ / رِ س َ] ( ص مرکب ) تیره مغز. تیره رای. تیره خرد:
کیست میرالشعرا گوئی و هم گوئی من
نام خود خود نهی ای تیره سر و تیره ضمیر.سوزنی. || سیاه سر. که سری تیره و سیاه دارد:
زردی در آفتاب بقای حسود شاه
از سیر تیره سر قلم زردفام تست.سوزنی.رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تیره مغز تیره رای تیره خرد

جمله سازی با تیره سر

💡 چو از مشرق او سر به  خاور کشد ز خاور شب تیره سر بر کشد

💡 چو زر باد در خاک تیره سری که زر پیش چشمش کم از خاک نست

💡 در گلخن تیره سر فرو برده گاهی مستیم و گاه هشیاریم

💡 باز ساز عشق سر کردیم ما ترک عقل تیره سر کردیم ما

💡 بر مردهٔ صد ساله اگر برگذرد در حال ز خاک تیره سر بردارد

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
آب و آتش یعنی چه؟
آب و آتش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز