توده کردن

لغت نامه دهخدا

توده کردن. [دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چون تلی ساختن، مانند خرمن جو و گندم و مانند آن. ( صحاح الفرس از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). تپه کردن. پشته کردن. تل کردن. انباشته کردن. جمع کردن و فراهم ساختن چیزی:
چو توده همی کرد زر و گهر
بها برگرفت آن خر چاره گر.
فردوسی ( از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 461 ).
بفرمود شاه جهان تا سلیح
بیارند تیغ و سنان و رمیح
ز برگستوان و ز رومی کلاه
یکی توده کردند تا چرخ ماه.فردوسی.ببردند پیشش گروهاگروه
یکی توده ای کرده بر سان کوه.فردوسی.خیز تا گل چنیم و لاله چنیم
پیش خسرو بریم و توده کنیم.
فرخی ( از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 461 ).
جود او را به خواب دیدم دوش
پیش او توده کرده زیور و زر.فرخی.گهی شب روز کردم زآن دو عارض
گهی گل توده کردم زآن دو رخسار.فرخی.یکی غله مردادمه توده کرد
زتیمار دی خاطر آسوده کرد.سعدی ( بوستان ).رجوع به توده ودیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

چون تلی ساختن مانند خرمن جو و گندم و مانند آن ٠ تپه کردن ٠ پشته کردن ٠

جمله سازی با توده کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 متد جفت گروه وزن‌دار با میانگین حسابی، شبیه به نوع بی‌وزن آن، یعنی متد جفت گروه بدون وزن با میانگین حسابی است که به‌طور عمده بر مبنای توده کردن داده‌ها یا خوشه‌بندی سلسله مراتبی مخصوصاً برای ساخت درخت فیلوژنتیک در بیوانفورماتیک به کار می‌رود.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز