تهجیر

لغت نامه دهخدا

تهجیر. [ ت َ ] ( ع مص )رفتن به جائی وقت هجیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). به گرمگاهان رفتن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || آمدن نماز رادر اول وقت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).قوله ( ص ): و لو یعلمون ما فی التهجیر لاستبقوا الیه، و هو به معنی التکبیر الی الصلوة کما فسر و لیس من الهاجرة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پیش شدن و آمدن نماز را در اول وقت آن: هجر الی الجمعه و غیرها: بکر و بادر الی کل شی ٔ. کقوله: یهجرون بهجیر الفجر؛ یعنی روی آوردن به نماز هنگام طلوع فجر. ( از اقرب الموارد ). || گرم شدن روز. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). شدت یافتن گرمی نهار. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

رفتن بجائی وقت هجیر به گرمگاهان رفتن

جمله سازی با تهجیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هیئت وکلا و در راس آن طلعت پاشا هم برای اجباری کردن قانون تهجیر امریه نهایی مربوط به کوچ اجباری ارمنیان را به ولایت صادر و حزب اتحاد و ترقی مرکز نیز کلیه شعب و بازرسان خود را از موضوع مطلع کرد.

💡 به استناد قانون تهجیر و آیین‌نامه ۳۴ ماده‌ای مورخ ۱۰ ژوئن ۱۹۱۵ میلادی واحدهای ارتش و تشکیلات مخصوصه به همراه ژاندارمری کار جا به جایی و تبعید ارمنیان را آغاز کردند.

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز