تنقیب

مترادف‌ها

جستجو، کاوش، تحقیق

لغت نامه دهخدا

تنقیب. [ ت َ ] ( ع مص ) بسی در راههاگردیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). در شهر گردیدن. ( زوزنی ). اندر شهرها بگشتن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). رفتن در جهان و در شهرها گشتن گریزان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نیک واپژوهیدن از چیزی. ( از تاج المصادربیهقی ) ( از زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). پژوهش. بررسیدن. وارسی کردن. کاوش. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با تنقیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همچنین به کمک مالی امارات متحده عربی نیز برای حفاظت از کنوز یمن السعید و از اهم آثار این کشور که در حال حاضر در دست تنقیب است: عرش بلقیس ملکه سبأ، شهر صرواح، جَوف، أبین شبوه، وادی حضرموت، صَعده، تَعِز، أب، و مناطق دیگری در عَدَن نیز و آثار برجسته آن در دست بررسی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران