عرش بلقیس

لغت نامه دهخدا

عرش بلقیس. [ ع َ ش ِ ب ِ ] ( اِخ ) تخت بلقیس، ملکه سبا، که داستان آن در قرآن کریم مذکور است:
نشستم از برش چون عرش بلقیس
بجست او چون یکی عفریت هایل.منوچهری.
عرش بلقیس. [ ع َ ش ِ ب ِ ] ( اِخ ) جایگاهی است در یک روزه راه از ذمار. از آثارش فقط شش ستون رخام باقی مانده و کنار آن آبهای جاری بسیاری یافت شود، و آبگیرهایی دارد که هر کس وارد آنها شود به قول اهالی آنجا غرق شود، و کسی را یارای آن نیست که به آن ستونها برسد. اهالی آن بلاد را عقیده براین است که آن عرش و تخت بلقیس بوده است. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

تخت سلطنت بلقیس و آن مورد مثل است: [ نشستم از برش چون عرش بلقیس بجست او چون یکی عفریت هایل.] ( منوچهری. د. ۵۵ )
جایگاهی است در یک روزه راه از ذمار از آثارش فقط شش ستون رخام باقی مانده و پهلوی آن آبهای جاری زیاد یافت شود

جمله سازی با عرش بلقیس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که ای عرش بلقیس فرش درت مه و مهر ازان خشت سیم و زرت

💡 عرش بلقیس از سبا آصف به افسون آورید همت تو سرفراز عرش بی‌افسون شود

💡 تویی جبریل هم بر فرش ادریس چرا پیکی کنی در عرش بلقیس

💡 عرش بلقیس نه شایستۀ فرش ره تست آصف اندر صف اطفال دبستان شما

💡 کی در خور توست، عرش بلقیس اول قدمت به عرش تقدیس

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز