تشجیر

لغت نامه دهخدا

تشجیر. [ ت َ ] ( ع مص ) منقش کردن به درختان. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نقش کردن به صورت درخت و از اینجا است جامه مشجر. ( آنندراج ). || درخت شدن گیاه. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || زراعت درخت کردن مکانی را و این مستحدث است. ( از المنجد ). || بالای شاخ نهادن خوشه خرمابن را تا شکسته نگردد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).

جمله سازی با تشجیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قلعه مزبور در سال ۱۲۷۲ هجری قمری به وسیلهٔ محمدحسن خان امیرنظام، برادر امیرکبیر، تعمیر و تشجیر شد. در اوائل سده ۱۴ هجری قمری، بالغ بر ۵۰ کمپانی خارجی در این شهر شعبه داشتند. در سال ۱۳۰۶، اداره برق شهر دایر شد. در خلال سال‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ هجری قمری، کمپانی فرش زیگلر قلعه بزرگی در شهر ساخت که امروز نیز بخش‌هایی از آن باقی مانده است و به «قلعه فرنگی» معروف است. در سال ۱۳۰۸، چند خیابان در شهر ایجاد گردید و چند بنای مهم از جمله مریض‌خانه پهاوی، بنای شهرداری، باغ فردوس، بنای شیر و خورشید، عمارت دارایی، کوی کارمندان و چند بنا و سازه دیگر ایجاد گردید. در سال ۱۳۱۷، ساختمان‌های اداره راه‌آهن تأسیس شد.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز