لغت نامه دهخدا
تر نهادن. [ ت َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب )آغشتن و خیسانیدن. ( ناظم الاطباء ). آغوندن. خیساندن. خیس کردن. نقوع. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): نقع الدواء فی الماء؛ تر نهاد دوا را در آب. ( منتهی الارب ).
تر نهادن. [ ت َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب )آغشتن و خیسانیدن. ( ناظم الاطباء ). آغوندن. خیساندن. خیس کردن. نقوع. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): نقع الدواء فی الماء؛ تر نهاد دوا را در آب. ( منتهی الارب ).
آغشتن و خیانیدن. آغوندن. خیساندن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از آن که فیلیپ چهارم، پادشاه فرانسه بدون مشورت با پاپ، بر عواید کلیسا مالیات بست، بونیفاس هشتم که متوجه تهدیدی که تردید رو به فزونی نمایندگان کلیسا بین وفاداری به پادشاهان در مقابل تبعیت از پاپ نسبت به ادعای حاکمیت عمومی پاپ به عنوان جانشین مسیح پدیدمیآورد، شده بود، در پاسخ سال ۱۲۹۶ میلادی با صدور فرمانی تحت عنوان «کلریکوس لایکوس» روحانیون را از پرداخت هرگونه مالیات به هر شکلی به هر حاکم سکولار منع کرد. او با فرا تر نهادن چند قدم، سال ۱۳۰۲ میلادی با صدور فرمان پاپی دیگری تحت عنوان «اونام سنکتام»، «رستگاری هر انسان» را صرفاً منوط به «پایبندی به پاپ رم» دانست.