تخار

لغت نامه دهخدا

تخار. [ ت ُ ]( اِخ ) نام پادشاه دهستان، که بلخ و بامیان باشد و از مبارزان لشکر کیخسرو بود. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نام قوم هند و اروپایی ساکن تخارستان که مردمی قوی و نیرومند بودند و زبان آنان تخاری بود. تخارستان آنان تخاری بود.
نام پادشاه دهستان باشد و از مبارزان لشکر کیخسرو بود.

فرهنگ اسم ها

اسم: تخار (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: tokhar) (فارسی: تخار) (انگلیسی: tokhar)
معنی: نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام یکی از همراهان فرود

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:طخار

جمله سازی با تخار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تخار بر اساس توزیع واحدهای اداری (۱۶) ولسوالی دارد و شهر تالقان مرکز این ولایت می‌باشد.

💡 رودخانه خان‌آباد که به آن دریای خان‌آباد نیز گفته می شود در ولایت‌های قندوز و تخار در شمال افغانستان جریان دارد. این رودخانه یکی از شاخه‌های فرعی رود قندوز محسوب می‌گردد.

💡 به گفته یک نماینده جبهه آزادی افغانستان، این گروه متحرک است، اما در دره سالنگ در ولایت پروان فعالیت می‌کند. ولسوالی‌های اندراب و خوست فرنگ در ولایت بغلان؛ ولسوالی اشکمش در ولایت تخار و نیز ولایت‌های سرپل، نورستان و فاریاب.

💡 ۲ - صبغت الله ذکی نماینده مردم تخار در پارلمان

💡 در سال ۱۹۵۸ شهر نو در زمین‌های خاور شهر قدیمی احداث شد. همچنین تالقان در سال ۱۹۶۳ به مرکز ادارات ایالت تخار تبدیل شد.

💡 جدا از پنجشیر، بدخشان، پروان، تخار، جوزجان و سمنگان و بلخ جمعیت اسلامی افغانستان در ولایات هرات، قندهار، هلمند، بادغیس و غور به صورت سنتی دارای نفوذ بسیار مستحکم بوده اعضای بسیاری در این نقاط دارد.