تتنک

لغت نامه دهخدا

تتنک. [ ت َ ن َ ] ( اِ ) بمعنی تبنک مرقوم یعنی قالب ریخته. ( لسان العجم شعوری ج 1ورق 281 ب ). بوته و دریچه زرگری. ( ناظم الاطباء ).
تتنک. [ ] ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان وشتابی بخش بوئین شهرستان قزوین است و 18 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

جمله سازی با تتنک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه تتنک ۱ مربوط به دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بوئین‌زهرا، روستای تتنک واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۳۹۳۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه تتنک ۲ مربوط به دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بویین زهرا، روستای، تتنک واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۳۹۴۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.