لغت نامه دهخدا
تاند. ( اِخ ) ( گردنه ٔ... ) معبر سخت آلپ ساحلی، در میان راه «نیس » به «تورن ».
تاند. ( اِخ ) ( گردنه ٔ... ) معبر سخت آلپ ساحلی، در میان راه «نیس » به «تورن ».
معبر سخت آلب ساحلی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر بسیار بندیشی خرد باشد از او عاجز کجا بر آسمان تاند شد آنکو نردبان دارد
💡 در بالا، در موارد نادر با دیسک مفصلی رابطه دارد؛ همچنین در زیر، با تاندون ماهیچه بالاخاری در تماس است.
💡 خسرو کیهان شود موری کش او بندد میان مور را بنگر که تاند خسرو کیهان شدن
💡 فلک همداستان کردن نداند آز را هرگز ببخشش آز را تاند کفت همداستان کردن
💡 این رباط از روبهرو با تاندون مبدأ ماهیچه زیرترقوه و در پشت با سیاهرگ زیرترقوهای در ارتباط است.
💡 مچ پای جنوبی کپی سدیبایی که به خوبی از آن محافظت شده باشد، تقریبا شکل و کاربردی مشابه به مچ پای انسان دارد و شواهد مبتنی بر وجود قوس و تاندون آشیلی مشابه با انسان دارد.