بیرون فرستادن

لغت نامه دهخدا

بیرون فرستادن. [ ف ِرِ دَ ] ( مص مرکب ) از جایی به خارج گسیل کردن. از خانه و شهر بدر کردن. در معرض قرار دادن:
چو آدم را فرستادیم بیرون
جمال خویش بر صحرا نهادیم.؟ ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بخارج فرستادن از خانه و شهر بدر کردن.

جمله سازی با بیرون فرستادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در موجودات تک‌سلولی، تنظیم این فشار در غشای درونی سلول صورت می‌گیرد، اما در جانداران پرسلول چنین چیزی درون مایع‌های بدن انجام می‌شود. در بسیاری از جانوران ساکن دریاها، اسمز یا گذر حلال از غشایی نیمه‌تراوا بدون نیاز به ساز و کارهای تنظیمی صورت می‌پذیرد چرا که سلول‌ها دارای همان فشار اسمزی هستند که آب دریا دارد. دیگر یاخته‌ها، اما، باید به صورت مداوم با فرو بردن، بیرون فرستادن، و هضم آب شور و نمک‌ها، به تنظیم میزان آب-نمک درونی خود بپردازند.

💡 بازدم به‌طور کلی یک فرایند منفعل است با این وجود، بازدم فعال یا ارادی را می‌توان توسط شکم و عضلات بین دنده‌ای داخلی را انتظار داشت. بازدم طبیعی، پروسهٔ اجباری و غیرفعال بیرون فرستادن هوای تنفس شده به‌واسطه نیروی کشسان در شُش‌ها و ماهیچه‌های تنفسی است.

مضحک یعنی چه؟
مضحک یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز